ساعت 02:21 شنبه ۰۴ تیر ۱۴۰۱ ||

داستان مدیریتی: مشکل من و تختخواب

داستان مدیریتی: مشکل من و تختخواب

🔴از همان دوران کودکی تا همین الان هم که بزرگ شده‌ام، همیشه فکر می‌کنم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.

🔹خلاصه تصمیم گرفتم به یک روانپزشک مراجعه کنم. آشنای یکی از دوستانم روانپزشک بود. پیش او رفتم و مشکلم را گفتم. روانپزشک گفت: «باید یک سال هفته‌ای یک جلسه ویزیت بشی تا درمانت کنم.»

🔹ویزیت هر جلسه پنجاه هزار تومان می‌شد. هم هزینه‌اش زیاد می‌شد و هم خیلی وقت‌گیر بود. چند ماه بعد که رفته بودم به دوستم سری بزنم، روان‌پزشک هم آنجا بود. پرسید: «پس چرا نیومدی؟»

🔹گفتم: «خب، جلسه‌ای پنجاه هزار تومان، برای یک سال خیلی زیاد بود. یک نجار من رو مجانی معالجه کرد.»

🔹پزشک با تعجب گفت: «عجب! می‌تونم بپرسم اون نجاره چطور تو را معالجه کرد؟»

🔹گفتم: «به من گفت اگه پایه‌های تختخواب را ببُری دیگه هیچکس نمی‌تونه زیر تختت قایم بشه!»

✅ نتیجه راهبردی:

🔸منظر اول: برای هر تصمیم گیری شتاب نکنیم و کمی بیندیشیم.

🔸منظر دوم: حل مشکلات ممکن است راه حل‌های متفاوتی داشته باشد. برخی راه حل‌ها ریشه‌ای هستند و برخی سطحی و موقت. بهتر است راه‌حل‌هایی را دنبال کنیم که مشکلات را علمی و ریشه‌ای حل کنند تلاشی که امروزه به آن توجهی نمی‌شود و به دنبال کارهای ضربتی، زودبازه و نمایشی هستیم.

🔸منظر سوم: قابل توجه مشاوران مدیریت؛ لازم است راه‌حل‌های متفاوتی بسته به شرایط مدیران ارائه شود.
نظر و تفسیر شما در مورد این حکایت چیست؟
💞یا ارحم الراحمین💞

اقای سید عزیز غفاری

برای آخرین به روز رسانی ها مشترک شوید
ما مهمترین اخبار تجاری و تجزیه و تحلیل خبری را در مورد آنچه بیشتر مورد توجه بوده برای شما ارسال خواهیم کرد.